طب الهی

طب ایرانی ؛ طب الهی و حکمی است

بخش اول ارکان

/ بازدید : ۵۳۱

ارکان 

حضرت شیخ بوعلی در قانون می فرمایند

«اجسامى یکسان‏  که اجزاى نخستینِ بدن انسان و دیگر موجودات را تشکیل مى‏دهند، و به اجسام با صورت‏هاى  گوناگون تجزیه نمى‏گردند و اجسام مرکب، پس از تجزیه به این ارکان منقسم مى‏گردند 

در اثر امتزاج این عناصر با یکدیگر، انواع از موجودات با صورت‏هاى نوعى مختلف به وجود مى‏آیند، طبیب باید از جانب دانشمند طبیعى بپذیرد که عناصر فقط چهار چیز است: دو عنصر سبک، آتش و هوا و دو عنصر سنگین، آب و زمین.»


در حاشیه کتاب قانون در طب به باز گردانی استاد علیرضا مسعودی اماده است

 « بحث ارکان از مباحث طبیعیات قدیم مى‏باشد که وارد مباحث طبى شده است و به تعبیر ابن سینا از موضوعات علم طب محسوب نمى‏شود، بلکه از اصول پیش فرضى است که باید طبیب آن را بپذیرد، لذا در تأویل نظریه عناصر چهارگانه مطالبى ارائه شده است، که در اینجا به اختصار در این باره توضیح مى‏دهیم.

 آنچه بدیهى به نظر مى‏رسد این است که قدما در طرح نظریه عناصر( چهارگانه- عناصر انباذقلسى) از روش‏هاى تجربى، چون تجزیه مواد بهره نبرده‏اند، لذا عناصر قدما به تأویلى فلسفى مى‏باشد، و آنچه بیشتر در نظر آنان اهمیت داشته، اثبات چهار کیفیتِ گرمى، سردى، خشکى و ترى بوده است و با چشم غیر مسلح، در نگاهى تمثیل گونه آنچه در عالم خارج، نهایت این کیفیات را دارا است، این چهار چیز است، یعنى آب، آتش، هوا و زمین، پس مبناى عناصر در طبیعیات قدیم، در حقیقت حیثیت فلسفى دارد نه بر اساس روش تجربى، چنان که عناصر علمى امروزه این چنین است و هر روز نیز ممکن است بر اثر تحقیقات جدید علمى، بر تعداد آن افزوده گردد.

 قدما به دنبال چهار عنصر بوده‏اند که در نهایت گرمى و سردى و ... باشد، یعنى دو نیروى فاعلى و دو نیروى انفعالى وگرنه بدیهى است که این چهار چیز، داراى بساطت نبوده و حتى در نگاه سطحى نیز این آمیختگى و ترکیب در آنها مشاهده مى‏گردد، چنان که ایشان در کتاب‏هاى خود بدان تصریح نموده‏اند. على بن عباس اهوازى در کتاب نفیس کامل الصناعة مى‏گوید: آنچه از آب، هوا، آتش و زمین، با حس مشاهده مى‏شود استقسات( عناصر) حقیقى نیستند، بلکه آن چیزى است که توسط عقل توهم و تصور مى‏شود و براى حس، هیچ یک از اینها خالص و بدون آمیختگى با چیزى دیگر نیست.( کامل الصناعة، ج 1، ص 17) نفیس بن عوض کرمانى مى‏گوید: گرمى از آتش مشهود است با این که آنچه نزد ماست با اضداد مختلط مى‏باشد و صرافت ندارد.( گزیده از شرح موجز ص 4).

 محمد بن محمود آملى شارح قانون مى‏گوید: بسیط، یعنى اجزاى یکسان که نه طعم دارد، نه بو و نه رنگ، زیرا این خصوصیات براى مرکّبات مى‏باشد.( شرح آملى، ص 39) در این خصوص ابن سینا در طبیعیات شفاء، بدین مطلب تصریح مى‏کند:

 در این عناصر چهارگانه، هیچ خصوصیت و کیفیتى دیده نمى‏شود، مگر گرمى، سردى، خشکى و ترى، سبکى، و سنگینى، اگر کسى بگوید: زمین داراى رنگ است. در پاسخ این اشکال مى‏گوییم: رنگ زمین از امتزاج با آب و دیگر چیزها عارض شده است و« انه لو کان لنا سبیل الى مصادفة الارض الخالصة لکنا نجدها خالیة عن الالوان، و کنا نجدها شافّة ...»؛ ترجمه: اگر براى ما راهى( امکانات امروزى) بود تا با زمین خالص مواجه مى‏شدیم، هر آینه زمین را خالص و خالى از هرگونه رنگ و شفاف مى‏یافتیم، زیرا اجسام بسیط رنگ ندارند.( الشفاء، ص 250) مؤلف کتاب عیار دانش گوید: بعضى در یبوست نار شکّى کرده‏اند و گویند: چون یبوست را تعبیر بدان کرده‏اند که یبوست کیفیتى باشد که جسم به سبب آن به دشوارى قبول شکل نماید، لازم آید که آتش را یبوست نبود. براى آن که چون آتش در غایت حرارت است و هر جا حرارت بیشتر باشد، لطافت زیاده بود و هرجا لطافت زیاده باشد قبول شکل آسان‏تر، پس لازم آید که آتش را یبوست نباشد.

 جواب از این شکّ چنین گفته‏اند که آتش صرف، مسلّم نیست که قبول شکل و ترک شکل را به آسانى کند. چه این آتش که ما مى‏یابیم که قبول شکل و ترک شکل را به آسانى کند، جهتش آن است که اجزاى مائى و هوائى با آن آمیخته است، و باید دانست که آتش بسیط را نتوان دید، چه او را رنگ نبود براى آن که رنگ تابع مزاج است و این آتش که نزدیک ماست براى آن مرئى مى‏شود که آتش صرف نیست بل آمیخته است به اجزاى سایر عناصر و از این جهت است که هر جا این آتش قوى‏تر است شفاف‏تر است همچنان که در شعله‏ها مشاهده مى‏شود چه آنچه اصل شعله باشد شفاف‏تر بود تا حدّى که سایه اندازد و اصل شعله هیچ سایه نیاندازد( عیار دانش، ص 149، مؤلف على نقى بهبهانى، متوفى 1305).

 بر این اساس، عناصر نزد قدما بر افکار فلسفى استوار بوده و در واقع به نوعى بر عناصر صد و چندگانه امروزى تقدم دارد و این عناصر زیر مجموعه عناصر قدما محسوب مى‏شوند، مثلًا عنصر آهن، سرد و خشک است و عنصر اکسیژن، گرم وتر .... »


در الأغراض الطبیة و المباحث العلائیة حکیم جرجانی رحمه الله علیک
چنین می خوانیم

«ارکان‏ اجسامى است که مادّت نخستین اندر همه کائنات از آنست و هر یک جسمى است یکسان هیچ جزوى از هیچ جزوى دیگر بصورت مخالف جزوى دیگر نیست و از آمیختن آن انواع کائنات پدید آید. و ارکان‏ چهار است، خاکست و آب و هوا و آتش. و هر چهار ضدّ یکدیگراند و اگرچه مادّت نخستین اندر همه کاینات این چهار رکن است، اندر هیچ موجود هیچ‏یک را بطبع و صورتِ خاصّه خویش بفعل نتوان یافت، لکن قوت هر یک بسبب آمیخته شدن شکسته شده است و میان هر چهار، یک طبع مزاجى پدید آمده و بساطت و صورت هر یک باطل شده و ازین چهار رکن دو سنگى است و آن خاک است و آب و دو سبک است و آن هواست و آتش. »

هم چنین در کتاب"متن و ترجمه کتاب قانونچه فی الطب" ‏استاد ناظم
 امده است

« مراد از ارکان‏ و عناصر در پزشکى ایرانى دقیقا همان معنایی نیست که امروزه در علم شیمی یا فیزیک کاربرد دارد. در طبیعیات مى‏خوانیم که اجزای تشکیل دهنده جهان چهار است: آب و زمین و هوا و آتش که به آنها از یک منظر عنصر، از منظری دیگر اسطقس، و از دیدگاهی دیگر رکن مى‏گویند. حکیم ارزانی به نقل از حکیم قرشی مى‏نویسد: رکن در لغت جزوی را گویند که جزو اولیه باشد یا ثانویه (اولیه چون عناصر، و ثانویه چون اخلاط)، لیکن در اصطلاح، مخصوص است به اجزای اولیه که آن را" ارکان‏" و" عناصر" و" اسطقس" و" اصل" و" ماده" و" هیولی" گویند ... جسم، به اعتبار بودن او جزو مرکب بالفعل مسمى مى‏گردد به «رکن»؛ و به اعتبار انقلاب و استحاله یکی به دیگری مسمى مى‏گردد به «اصل»، زیرا که هر واحد از اجسام گویا اصل است مر غیر را؛ و به اعتبار ابتدای ترکیب از وى مسمى مى‏گردد به «عنصر»؛ و به اعتبار انتهای تحلیل به او مسمى مى‏گردد به «اسطقس» و معناش در لغت یونانی" ما یستحیل الیه الشی‏ء" است؛ و به اعتبار بودن او قابل مر صُوَر را مطلقاً، به غیر تخصیص به صورتِ معیّنه، مسمى مى‏گردد به «هیولی»؛ و به اعتبار بودن او قابل مر صورت معیّنه را مسمى مى‏گردد به «ماده». مفرح القلوب، مقاله اول. »


و در خاتمه از کتاب پیک شفا اثر استاد موسوی امده است

همه مواد موجود در طبیعت و همه محسوسات عالم از عناصر چهارگانه بوجود آمده‏اند. این عناصر ذاتا داراى مزاج خاص خود هستند که در اثر آمیزش و کنش و واکنش بین آن‏ها مزاج‏ها بوجود مى‏آیند. این عناصر اوّلیه که بسیط و غیر قابل تقسیم هستند «ارکان‏» نامیده مى‏شود. این «عناصر» یا «ارکان‏» عبارتند از:
1. آتش داراى مزاج گرم و خشک‏
2. هوا داراى مزاج گرم و تر
3. آب داراى مزاج سرد و تر
4. خاک داراى مزاج سرد و خشک 


همچنین در کتاب شریف دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى اثری از ایت الله نوری امده است

امور منسوب به طبیعت است. طبیعت عبارت از قوه مدبره بدنیه است.
رکن اول از امور طبیعیه در بیان ارکانست و ارکان عنصر و اسطقس و اصل است.


و در خاتمه برای تکمیل مطلب جمع بندی از موضوع ارکان می کنیم 

جسم بسیطی که به غیر خود قابل تجزیه نیست . ( طبق این نظر حکما اتم اکسیژن را عنصر نمیدانند .  O2)

آتش عنصری : جسمی که سبکی مطلق دارد . گرم و خشک ( حرکت و تلطیف )

هوای عنصری : جسمی که سبکی نسبی دارد . گرم و تر  ( لطیف و سبک گرداندن و ایجادتخلخل)

آب عنصری : جسمی که سنگینی نسبی دارد . سرد و تر (شکل پذیری)

خاک عنصری : جسمی که سنگینی مطلق دارد .سرد و خشک
 (حفظ اشکال و پایداری )


مطالب داخل پرانتز بسیار مهم و اساسی هستند که در مجالی اگر به بخش درمان های طب ایرانی اسلامی رسیدیم کاربردهای وسیع ان را به عرض دوستان می رسانم 

در پایان بنده را نیز از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 
نویسنده : ۱ لایک:)
احسان برادری از بلوغ
۱۳ آبان ۰۸:۲۶
با سلام
ردپاتون در بلوغ بود . گفتیم بی ادبی هست سری نزنیم .
چرخی زدیم . انشالله که خدا به اندازه دلتون بهتون بده .
(دل خانه خداست. خانه خدا وسعت ندارد . پس خدا اگر بخواهد اندازه دلتان به شما بدهد باید خودش را به شما بدهد. دعا کنید ما را. )

پاسخ :
پاسخ:
سپاس و تشکر
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
بسم الله الرحمان الرحیم
از خداوند شفای عاجل طلب می کنم
برای شفای تمام مریضان عالم
به دست طبیبان مسلمان شیعه
متخصص در طب ایرانی اسلامی
*الهی امین یا رب العلمین *


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان