طب الهی

طب ایرانی ؛ طب الهی و حکمی است

سیری بر قوا

/ بازدید : ۳۵۰

اللهم صل ال محمد و ال محمد


بیان قُوى:

قوا جمع قوت است و قوت به معنى امر موجود در حیوانست که ممکن باشد از آن به واسطه آن در صدور و ظهور افعال شاقه و حرکات متعبه غیر متوقعه از مثل آن و خسته و باز نماند.

مبدأ آن قدرت بر فعل و ترک است که اگر خواهد بکند، و اگر خواهد نکند و ضد این عجز است.

قوه طبیعیه‏

آن بر دو قسم است: مخدومه و خادمه.

قوه طبیعیه مخدومه:

بر دو قسم است: یکى آنکه تصرف نماید در غذا براى بقاء شخص، یعنى تحصیل جوهر غذا به تصرف در آن به هضوم اربعه نماید. دوم آنکه، آن را جزو بدن سازد و بر اقطار ثلاثه آن تمام نشود.

قوه نأمیه: اتمام افعال قوه تغذیه به سه امر حاصل مى ‏گردد

اول: به تحصیل جوهر غذا، که دم طبیعى و خلطى قریب الاستحاله بدان است.

دوم: آنکه آن را ملزق و متصل به اعضاء کرده‏اند.

سوم: آن است که غذا تشبیه به عضو به جمیع وجوه، از مزاج و لون و شکل و هیئت کرده‏اند.

قوه نامیه:

اول: عبارت از اتمام و تکمیل آن و زیادتى در اقطار ثلثه است و این پائین و ظاهر است.

دوم: آن است که تصرف در غذا نماید براى بقاء و این به دو قوت تمام مى‏شود:

یکى) آنکه، تولید نماید، ماده منى مرد و زن را از فضله هضم رابع.

دویم) آنکه تفصیل و جدا نماید، جوهر منى را براى هر یک از اعضاء.

قوه مولدة و مغیرة: اولى نامند، که آن تغییر مى‏دهد مزاج و صورت منى را از مزاج و صورت اصلى خود، به مزاج و صورت عضوى.

قوه مصوره و مغیره ثانیه نیز نامند و فعل این هر دو قوت در رحم مى‏باشد.

قوه طبیعیه خادمه

قوتیست که خدمت مى‏نماید. و قوة غاذیه را به واسطه چهار قوة که جاذبه و ماسکه و هاضمه و دافعه باشند.

جاذبه

براى جذب غذا نافع بالفعل یا بالقوه صادق یا کاذب متیقن یا مظنون.

ماسکة

براى آنکه امساک و نگاه دارد غذا و شیئى نافع بخود را در آن عضو تا قوت هاضمه در آن تصرف نموده هضم نماید.

هاضمه

براى متغیر و مستحیل گردانیدن غذا است از صورت غذایى به صورت خلطى و از صورت خلطى شبیه بمغتذى که عضو باشد.



نویسنده : ۲ نظر ۳ لایک:) | | ادامه مطلب

اعضا

/ بازدید : ۵۴۳

یا نور


اعضا


اعضاى بدن اجسامى هستند که از آمیزش اولیه اخلاط پدید مى آیند؛ همانطور که اخلاط از آمیزش اولیه مزاجهاى ارکان حاصل مى شدندو بر دو قسم اند: «رئیسه» و«غیر رئیسه».

اعضاى غیر رئیسه به دو بخش «خادم» و «غیر خادم» تقسیم مى شوند.

و اعضاى غیر خادم به اعضاى «مرئوسه» و «غیر مرئوسه» تقسیم مى گردند.


اعضاى رئیسه

اعضایى که منشأ نیروهاى سه گانه بدن بوده و آدمى براى بقاى خود یا تداوم نسل به آنها نیاز دارد رااعضاى رئیسهگویند.

اعضایى که حیات آدمى بدان ها وابسته است عبارتند از:

قلب، که منشأ نیروى حیاتى بدن (قوه حیوانیهنیروى حیوانىاست.

مغز، که منشأ نیروى حسى و حرکتى بدن (قوه نفسانیهنیروى نفسانىاست.

و کبد، که عامل تغذیه بدن (قوه طبیعیه یا نباتیهنیروى طبیعى یا نباتىاست.

و اعضایى که تداوم نسل به آنها وابسته است به جز اعضاى مذکور بیضه ها در مرد و تخمدانها در زن هستند.



اعضاى خادم

از جمله این اعضا که به اعضاى رئیسه یارى مى رسانند، مىتوان شبکه

عصبى را براى مغز، سرخرگ ها را براى قلب، سیاهرگ ها را براى کبد، و مجارى منى را براى بیضه ها و تخمدان ها نام برد.


اعضاى مرئوسه غیر خادمه

اعضایى هستند که از نیروهاى سه گانه موجود در اعضاى رئیسه نیرو مى گیرندمانند کلیه ها، معده، طحال و ریه.


اعضاى غیر مرئوسه غیر خادمه

اعضایى هستند که نیروى غریزى ویژه خود را دارند و نیروى اعضاى رئیسه به آنها وارد نمى شود؛ مانند استخوان ها و غضروف ها.


تقسیم دیگرى براى اعضا

به طور کلى، اعضا بر دو قسم اند: «اعضاى مفرد» و «اعضاى مرکب یا اعضاى آلى».عضو مفرد عضوى است که نام و تعریف منطقى هر جزء آن با کل آن یکى است (مانند گوشتو چربى).عضو مرکب آن است که نام و تعریف اجزایش با خودش یکى نیست(مانند دشت) «1»

______________________________

(1). وقتى مىگوییم تعریف و نام جزء با کل یکى است مراد آن است که ذرههاى کوچک گوشت همچنان نام و خاصیت گوشت را دارند، در حالى که انگشت دست با خود دست یکى نیست

محمود بن محمد چغمینى - اسماعیل ناظم ، کتاب قانونچه فی الطب



نویسنده : ۰ نظر ۱ لایک:) |

بخش اول ارکان

/ بازدید : ۵۳۲

یا احسن الخالقین

ارکان

آن چه در ادامه خواهید خواند 

تعریف ارکان از دید حکیم بوعلی سینا 

تعریف ارکان توسط شارحین کتاب قانون شیخ بوعلی

نگاه حکیم جرجانی ره نسبت به ارکان

تعریف حکیم چغمینی دز کتاب قانونچه

تصاویر توضیحات بیشتر از این ها 



نویسنده : ۱ نظر ۱ لایک:) | | ادامه مطلب

امور طبیعیه

/ بازدید : ۶۵۱
یا دلیل المتحیرین

امور طبیعیه
 

امور طبیعیه را جمهور اطبّاء چنین تعریف کرده ‏اند:

 «امور طبیعیه، مبادیى است که وجود بدن بر آن استوار است و قوام بدن از وى

است و اگر یکى نباشند، بدن نباشد».  

 این امور هفت‏گانه عبارت‏اند از: ارکان، امزجه، اخلاط، قوا، ارواح، اعضاء و افعال

ابن نفیس علت نامیده شدن این امور به امور طبیعه را چنین بیان مى‏کند:

 «و انّما سمّیت الامور السبعة بها (امور طبیعیة) لانتسابها الى الطبیعة الانسانیة و 

الطبیعة هى المبدأ الاوّل لحرکة ما هى فیه اعنى الجسم الطبیعى و لسکونه 

بالذات لانّها اما مادة لما هى فیه و هى الارکان و الاخلاط و الاعضاء و الارواح و اما 

صورة له و هى المزاج و القوى و الحقوا الافعال بها للتعلق الشدید بینها و بین 

القوى او لانّها غایه لها نفس تلک الحرکة»

 که خلاصه سخن او چنین‏ است:

 و نسبت اینها به طبیعت، از آن جهت است که برخى- همانند ارکان، اخلاط، اعضاء 

و افعال- ماده براى طبیعت هستند؛ و برخى- همانند امزجه و قوا- صورت براى 

طبیعت؛ و بعضى- همانند افعال- غایت براى طبیعت هستند.

بنابراین به جهت شناخت طبیعت، باید معرفت این امور هفتگانه را از نظر دور

نداریم‏ ؛ لذا در ضمن هفت فصل از شناخت این امور هفتگانه به عنوان ارکان 

طبیعت یا ابزارهاى عملکرد آن بحث مى‏کنیم.


بر گفته شده از کتاب طب و طبیعت -استاد اسماعیل ناظم

نویسنده : ۰ نظر ۱ لایک:) |

چیستی طب

/ بازدید : ۴۳۷
به نام حضرت دوست

طب چیست ؟


«گویم: طب‏  دانشى‏  است که بوسیله آن مى‏توان بر کیفیات تن آدمى 

آگاهى یافت. هدف آن حفظ تندرستى در موقع سلامت و اعاده آن به هنگام

بیمارى است‏»(قانون -شیخ رییس بوعلی سینا)


حکما طب رابه دو قسمت طب نظری و طب عملی ، طبقه بندی می کردند
 
شیخ رییس بوعلی سینا می فرماید

«مقصود ما از این که مى‏گوییم بخشى از طب، نظرى و بخش دیگرى از آن 
عملى است، این نیست که طب به دو بخش جداگانه تقسیم مى‏گردد،
یک بخش آموزش علم طب و بخش دیگر عملیاتى و کاربردى،
 چنان که بسیارى از پژوهشگران در این مورد چنین پندارى دارند، 
بلکه طب، فقط علم و دانش است 
که به دو شاخه از طب تعلق دارد:
بخش اول علم به قوانین و اصول ؛ 
بخش دوم علم به شیوه عمل و کاربرد که به بخش اول
، اطلاقِ علمى یا نظرى مى‏شود و به بخش دوم، اطلاقِ عملى.»

و در جای دیگر حضرت شیخ علیه رحمه می فرمایند

«بعضی از پژوهشگران پنداشت که منظور از آن تصور یک بخش «آموزش» و 
بخش دیگرى بعنوان «کاربرد عملى» است، اما لازم است بدانى که منظور، 
مفهوم دیگرى است بجز آن، زیرا که طب نظرى و طب عملى هر دو علم 
است، یکى از آن دانش اصول طب است و آن دگر علم بر اسلوب به کار 
گرفتن آن؛ یعنى علمى است که براى دو جنبه آن دو لفظ بکار رفته است.»

و شیخ بوعلی در جای دیگر از قانون در طب می فرمایند

«مقصود من از طب نظرى این است که از راه فراگیرى، به اصول آن پى 
ببریم بدون اینکه اسلوب و روش کاربرد آن را بیان کنیم. مثلا مى‏گوئیم: تب 
بر سه نوع است و مزاج بر نه قسم، و این اصول است.»


نویسنده : ۱ نظر ۱ لایک:) |

مزاج شناسی

/ بازدید : ۷۹۵
به نام حضرت دوست

امور طبیعیه را جمهور اطبّاء چنین تعریف کرده ‏اند:

 «امور طبیعیه، مبادیى است که وجود بدن بر آن استوار است و قوام بدن از وى

است و اگر یکى نباشند، بدن نباشد».  

 این امور هفت‏گانه عبارت ‏اند از: ارکان، امزجه، اخلاط، قوا، ارواح، اعضاء و افعال. 

متن بالا بر گفته شده از کتاب طب و طبیعت -استاد ناظم است 
با تعریفی که از امور طبیعیه شد پی به ارزش ان در طب بردیم 
در دنیای مجازی خیلی از مزاج گفته و شنیده شده 
چندی پیش برگی را از دکتر محمد سعد ابادی گرامی گرفتم 
برگه  مزاج  شناسی بود که خیلی کامل تر از برگه مزاج شناسی خودم بود 
تصمیم گرفتم از این برگه اسکن بگیرم و ذر خانه مجازی خودم قرار بدهم 
اما این تست مزاج دارای اشتباهات تایپی و... است 
و بخش خیلی کوچکی هم به صورت کامل  اسکن نشده است
که امیدوارم بنده  به بزرگی خودتان ببخشید 


..........................
 پ . ن 
بر گه مزاج شناسی بنده 
دارای بندهای کلی طبی است که حکما تعریف کردن که شامل 
هیکل و اندام ها 
ویژه گی های پوست 
ویزه گی های مو 
نبض 
چشم و زبان 
گوارش  
مغز و اعصاب 

نویسنده : ۱ نظر ۱ لایک:) |
About Me
بسم الله الرحمان الرحیم
از خداوند شفای عاجل طلب می کنم
برای شفای تمام مریضان عالم
به دست طبیبان مسلمان شیعه
متخصص در طب ایرانی اسلامی
*الهی امین یا رب العلمین *


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان